السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
120
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
زد : واى بر شما اى پيروان خاندان ابى سفيان اگر دينى نداريد و از روز باز پسين شما را پروائى نيست پس لا اقلّ در دنياى خود آزاد مرد باشيد اگر به گمان خود عربى نژاديد بشئون نژادى خود بازگرديد . راوى گفت : شمر لعين صدايش زد كه اى پسر فاطمه چه ميگوئى ؟ فرمود من با شما جنگ ميكنم و شما با من ، زنان را در اين ميان گناهى نيست اين خيره سران و نادانان و ستمگرانتان را تا من زندهام نگذاريد متعرّض حرم من بشوند ، شمر لعين گفت : اى پسر فاطمه پيشنهادت را مىپذيريم پس همگى آهنگ جنگ با آن حضرت نمودند ، حضرت بر آنان و آنان بر حضرت حمله ميكردند و در عين حال حسين از آنان جرعهء آبى ميخواست ولى سودى نداشت تا آنكه هفتاد و دو زخم بر بدناش رسيد ، ايستاد تا مگر ساعتى استراحت كند كه ديگر طاقت جنگش نمانده بود در اين حال كه حضرت ايستاده بود سنگى آمد و به پيشانىاش خورد